تبلیغات
***سقف دلتنگی من*** - پریشانم...

***سقف دلتنگی من***
 
هنوز در به در کوچه های خاطره ام/هنوز اسم تو مونده گوشه حنجره ام/هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو/در انحصار غم عشق در محاصره ام...


پریشانم

چه میخواهی تو از جانم؟!

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا!

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیر پای نامردان بیاندازی

و شب آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر میگویی

نمیگویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرفتر

عمارتهای مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر میگویی

نمیگویی؟!

خداوندا!

اگر روزی بشر گردی

ز حال بندگانت با خبر گردی

پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!





نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/01/20 به لطف نازنین جون

كد آهنگ

كد موسیقی

كد بارش قلب


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ
mouse code|mouse code

كد ماوس