تبلیغات
***سقف دلتنگی من*** - وقتی که ... !

***سقف دلتنگی من***
 
هنوز در به در کوچه های خاطره ام/هنوز اسم تو مونده گوشه حنجره ام/هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو/در انحصار غم عشق در محاصره ام...

وقتی که دلم میگیره وقتی که  حتی یک نفر کنارم نیست وهمه مقابل من ایستاده اند وقتی

 دلم از غبار غم ها سنگین می شود وقتی خستگی تمام وجودم را زندانی خویش ساخته

است وقتی بهترین دوستانم با من غریبه می شوند وقتی برای دلم کمترین  خوشی نمی یابم

وقتی دل اطرافیانم همچو سنگ سخت می شود وقتی خودم را هم نمی یابم تا به شانه هایم

 تکیه دهم آنجاست که جز خدا واین کلمات کسی به دادم نمی رسد خدایی که همیشه

پیشم بود حتی وقتایی که گناه می کردم وقتایی که به صدایش گوش نمی دادم من می دانم

 که اشتباه زیادی داشته ام و شرمسار از خدایم هستم اما او هرگز رهایم نکرد او تنها کسی

بود که به من فرصت بخشش و بازگشت دوباره می داد فرصتی که حتی بهترین نزدیکانم

نمی دادند نمی دانم چگونه سپاست گویم ....

 

کاش بیشتر از این ها کنارم می دیدمت که به هیچ غریبه دل نمی بستم کاش زودترتو را از

میان دوستانم می یافتم که تو از همه وفادار بودی وهستی تازه میفهمم همه مرا به خاطر

تنهایی خودشان می خواستند نه به خاطر دل من ..آه  ، چه احساس بدی دارم نمی دانم در

کجای این جهان به این بزرگی قرار گرفته ام نمی دانم در فرداهای تنهایی دوباره با چه

کسانی رو به رو خواهم شد کاش بیدار می شدم از این کابوس تلخ تنهایی و دفتر و دل

شکسته ای که کمترین مرهمی ندارد...

کاش کسی دستم را می فشرد و اشک غم را از من دور می ساخت .. نمی دانم دلیل این

همه تنهایی هایم چیست یا کیست ؟ من در میان پیله خویش مانده ام و نمی دانم چه کسی

وکی مرا آزاد خواهد کرد... نمی دانم آن شخص شما هستی یا نه ؟ افسوس از تمام

روزهای رفته هام که به پای دیگران هدر شد کاش، تمام آن روزها به فکر امروز خود نیز

می بودم اما دیگر چه سود...؟؟

 

شاید توهم از من خسته شدی مثل همه اونایی که تنهام گذاشتن اگر می ری برو خیالی

نیست من سال هاست که این گونه در معرض بی وفایی و تنهایی هستم تنها تونیستی که

رهایم میکنی خیلی ها از کنارم بی تفاوت می گذرند راستش احساس می کنم شبیه دوره

گرد احساسات شده ام وای چه احساس بدی دارم کاش تو هم مرا می فهمیدی و در این

دنیای دروغ وریا مرا تنها رها نمی کردی... !!!

 

 وه ، چه پندار غربی ست که می پندارم کسی هم پیدا ی شود که در این دنیا دوست واقعی

 باشد در زمانی که نامرد ها عصا از دست کور می دزدند... می دانم خواسته هایم دور از

واقعیت است اما آن موقع ها من اینطوری نبودم زود دل می بستم بدون هیچ تمنایی وفقط

نمی خواستم دلی بشکند... کاش آن همه خوش خیال و ساده نبودم که اکنون دنبال  هم

دردی بگردم تا  همه  نگاهی بکنند و بی تفاوت بگذرند... شاید تو تنها

کسی باشی که تا آخر به نجوای دل زخم خورده من گوش می سپاری .. اما هر چه هست

زیباست وقتی بدانم حتی یک نفر  هم پیدا می شود ... من بی مرز دوستت دارم ... می

 دانم که توهم دوستم داری هر چند کنارم نیستی ...

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1389/12/22 به لطف نازنین جون

كد آهنگ

كد موسیقی

كد بارش قلب


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ
mouse code|mouse code

كد ماوس